تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

عکس و مطالب جالب

جمعه سی ام آذر 1386

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند

 

 

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند

در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در دره‌ای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی می‌رسد، این دهکده منظره‌ای چشم‌نواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.
30 متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را می‌توان با شهر افسانه‌ای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.
این بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرت‌انگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس می‌کند.
این ساختمان را می‌توان به یک کتاب سه‌بعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت می‌کند. معبدها به وسیله تونل‌های به شدت آراسته‌ای به هم متصل شده‌اند. حجم این تونل‌ها به 300 هزار فوت مكعب می‌رسد. اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفت‌انگیز را دارند.
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f68616c6c6d6972726f7273444d323131315f343638783334302e6a7067.jpg
تالار زمین
جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.
اگر تا اینجای پست را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا  مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!
این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی» Oberto Airaudi ده ساله بود، دچار تجربه‌های دیداری عجیبی می‌شد ،او تصاویر عجیبی می‌دید که فکر می‌کرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرت‌انگیز باشد.
اوبرتو توانایی‌های ماوراء طبیعی داشت، او می‌توانست مناظر دور را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند.
Falco.jpg
سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت.
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f68616c6c6d6972726f7273444d323131315f343638783339372e6a7067.jpg
شیشه‌کاری سقف تالار آینه‌ها
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f6d6f6f6e646f6f72444d323131315f343638783630392e6a7067.jpg
تالار آینه‌ها
در آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز کردند. نام Damanhur از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را می‌دهد.
از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحی‌شده‌ای برای معبد داشته باشند، تنها به طرح‌ها و تصورات اوبرتو متکی بودند.
در سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با نقاشی‌ها ، کاشی‌ها، تندیس‌ها و درهای مخفی و پنجره‌هایی با شیشه رنگی پوشیده شد.
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f68616c6c73706865726573444d323131315f343638783333342e6a7067.jpg
تالار کره‌ها
اما در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر فرار از پرداخت ماليات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدی‌تر بود، آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را دینامیت نابود خواهند کرد.
دادستان منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند.
مقامات سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند.
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f68616c6c6d6972726f7273444d323131315f323238783434382e6a7067.jpg
 
 687474702f696d672e6461696c796d61696c2e636f2e756b2f692f7069782f323030372f31315f30332f65677970747061696e74444d323131315f343638783334312e6a7067.jpg
امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhur مشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی خود را پرستش نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده می‌کنند.
فالکو می گوید: «این معابد به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که هر کس توانایی‌هایی بیشتر از حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینه‌های نهان اندرونمان برسیم، می‌توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.»

22:54 | moji&mamal |

پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386

ریشه ضرب المثل شتر دیدی ندیدی !!!

ریشه ضرب المثل شتر دیدی ندیدی !!!

 


چنین حکایت کنند که: روزی سعدی از دیاری به دیاری میرفت و در راه چشمش به زمین افتاد. جای پای یک مرد و یک شتر را دید که از جلو او رد شده بودند.
بعد در یک طرف راه، مگس و طرف دیگر، پشه دید.
پیش خود گفت: یک لنگه بار این شتر، عسل بوده و لنگه ی دیگرش روغن.
باز نگاهش به خط راه افتاد. دید علفهای یک طرف جاده خورده شده.
پیش خود گفت: یک چشم این شتر کوره بوده، یک چشم بینا.

از قضا خیالهای سعدی همه درست بود و ساربانی که از آنجا گذشته بود، به خواب رفت و وقتی که بیدار میشود، میبیند شترش رفته است.
او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید.
پرسید: شتر مرا ندیدی؟
سعدی گفت: یک چشم شترت کور نبود؟
مرد گفت: چراد
سعدی گفت: بارش عسل و روغن بود؟
مرد گفت: چرا
سعدی گفت: من ندیدم
مرد ساربان که نشانی ها را درست شنید، ابرو در هم کشید و گفت: شتر مرا تو دزدی، همه ی نشانیها را هم درست گفتی
بعد با چوبی که در دست داشت، شروع کرد به زدن سعدی، سعدی تا آمد بگوید من از روی جای پای او و علامتها متوجه شدم، چند ضربه از ساربان تازیانه خورد. وقتی مرد ساربان متوجه حرفهای سعدی شد که او شتر را نزدیده راه افتاد و رفت.

سعدی زیر لب زمزمه کرد و گفت:
سعدیا چند خوری چوب شترداران را
تو شتر دیدی؟ نه جا پاشم ندیدی


22:39 | moji&mamal |

چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386

چندش آورترين غذاهاي جهان

چندش آورترين غذاهاي جهان

اين شش غذا به عنوان چندش آورترين غذاهاي جهان شناخته شدند. اگر مي خواهيد بدانيد به چه دليل اين انتخاب صورت گرفته است، پيشنهاد مي کنيم  اين مطلب را با دقت بخوانيد .
zMaru Casu
 اين غذا متعلق به کشور ايتاليا است. پنير را عمدا در حالتي نگه مي دارند تا مگس پنير رويش پديد بيايد و لارو توليد کند، يعني در واقع تا نهايت تجزيه و فساد پنير پيش مي رود. اين حشره ها مي توانند تا شش اينچ در هوا بپرند وقتي پنير به اين حالت از فساد و تجزيه رسيد مصرف مي کنند.
Escamoles
يک غذاي مکزيکي که از تخم هاي مورچه هاي بزرگ مکزيک تهيه مي شود.
 Lutefisk
 يک نوع غذاي نروژي که گوشت ماهي را براي روزها در آب قليايي مي گذارند.
 Wine Mice Bady
اين هم شراب بچه موش که در چين مصرف مي شود.
Pacha
اين غذا با نام «پاچا» در کشور عراق بسيار طرفدار دارد.
Balut
 اين هم يک غذاي فيليپيني که شامل تخم اردک آب پز شده مي باشد. البته تخم اردک را زماني آب پز مي کنند که تا از تخم بيرون آمدن جوجه اردک چند روزي بيشتر باقي نمانده است يعني جنين اردک را زنده زنده داخل تخم آب پز مي کنند و مي خورند.

16:53 | moji&mamal |

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386


به نام خدا
و سه سال از رفتن منوچهر نوذری گذشت
واقعا چقدر زود دیر میشه
این هم عکسهایی از این مراسم
عکسها از فارس نیوز
ايرج نوذري فرزند شادروان منوچهر نوذري
ایرج نوذری
ايرج نوذري فرزند شادروان منوچهر نوذري در  سومين سال درگذشت
ایرج نوذری
منوچهر اسماعيلي
منوچهر اسماعیلی
سومين سال درگذشت منوچهر نوذري در راديو
 جوان
رادیو جوان
مراسم سومين سال درگذشت منوچهر نوذري در راديو جوان
 واكنش ايرج نوذري پس از ديدن
 قطعاتي از فيلمهاي پدرش
واکنش ایرج نوذری بعد از دیدن قطعاتی از فیلمهای پدرش
منوچهر اسماعيلي در سومين سال در گذشت شادروان
 منوچهر نوذري
منوچهر اسماعیلی
ايرج نوذري فرزند شادروان منوچهر نوذري
ایرج نوذری
تقدير ايرج نوذري از خانم اتابك دكتر پدرش
تقدیر ایرج نوذری از دکتر پدرش خانم اتابک
از سمت چپ تصوير حسين خواجه اميري
ایرج (حسین خواجه امیری)

22:47 | moji&mamal |

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386





















18:27 | moji&mamal |

دوشنبه بیست و ششم آذر 1386

عکس های عاشقانه

عکس های عاشقانه



عکس های عاشقانه







عکس های عاشقانه





عکس های عاشقانه







18:23 | moji&mamal |

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386



23:37 | moji&mamal |

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386

AxXxx Hay Jadid Az Behnoosh-Tabatabaee Va MohammadReza Golzar

منبع : www.IranSun.ir
منبع : www.IranSun.ir
منبع : www.IranSun.ir
منبع : www.IranSun.ir
منبع : www.IranSun.ir

23:29 | moji&mamal |

شنبه بیست و چهارم آذر 1386

قبل و بعد از ازدواج

 قبل و بعد از ازدواج

: قبل از ازدواج

.مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

.مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

!مرد: البته

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

!مرد: مرتب

زن: آيا منو می‌‌زنی؟

!مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 


: بعد از ازدواج

 !!! متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد


18:15 | moji&mamal |

جمعه بیست و سوم آذر 1386

New Ferari Car

New Ferari Car

 

 

 

 

 


17:34 | moji&mamal |

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

Tavalode Niki Karimi

جشن تولد نیکی کریمی

 


 

نامش نيكي است، نام خانوادگي‌اش كريمي… كمتر بازيگري در بين زنان را مي‌شناسيد كه سال‌هاي متمادي، به مانند او سالي چند فيلم بازي كرده و هميشه در حيطه هنر

اين‌چنين بدرخشد، از كودكي علاقه وافري به هنر داشته تا جايي كه هرگاه «رمان» مي‌خواند، خود را به جاي شخصيت‌هاي داستان مي‌گذاشت، آن هم در نقش‌هاي اصلي…

شايد يكي از دلايلي كه اين چنين روان بازي مي‌كند، همان تمرينات تك نفره‌اش در دوران كودكي بود. «نيكي» سينماي ايران از كودكي دوست داشت، فقط بياموزد،

نیکی کریمی

بياموزد و بياموزد… و به همين خاطر زماني كه در 19 سالگي به سال 1369، در فيلم «عروس» بهروز افخمي بازي كرد، برايش تا حدي عادي بود كه در اين سن و سال كم،

به او لقب اولين سوپراستار زن سينماي ايران پس از انقلاب را داده‌اند، چرا كه در دنياي كودكي‌اش و در كودك درون خود چنين روزي را پيش‌بيني مي‌‌كرد و دقيقا هم،

اوضاع به همين شكل رقم خورد، او سوپراستار زن سينماي ايران شد، خيلي‌ها پيش از او بودند و خيلي‌ها هم پس از او آمدند، اما «نيكي كريمي»، هميشه طي اين سال‌ها،

نامش بر سر زبان‌ها بود، سال‌ها آموختن و علاقه‌اش به هنر تنها در بازيگري خلاصه نشد، بلكه يك «مترجم» حرفه‌اي هم است، كتاب‌هايش در بازار كتاب ديده مي‌‌شود،

كه شاهكار او خاطرات مارلون براندو با نام «آوازهايي كه مادرم به من ياد داد» و «به نزديكي» مي‌باشد، اما اين تنها هنر او نيست، چند سالي است كه در مقام كارگردان و

نويسنده هم فعاليت مي‌كند و همچنين در سال‌هاي اخير يك پاي هميشه ثابت جشنواره‌هاي خارجي به عنوان داور است كه افتخاري براي سينماي ايران مي‌باشد. او يك

انسان بااراده است و سعي مي‌كند كارهايش را به نحو احسن انجام دهد. بانوي سينماي ايران گاهي اوقات هم نقاشي مي‌كشد و با بوم و رنگ روغن هم آشنااست، مي‌گويد:

فعاليت در بخش‌هاي مختلف هنري، باعث مي‌شود بتوانم هر روز ياد بگيرم و بتوانم مفيد واقع شوم. گفتگوي هنري اين شماره اختصاص دارد به بانوي سينماي ايران، نيكي

كريمي كه نزديك به 20 سال است از او به عنوان ستاره سينما ياد مي‌‌كنند.گفتگويي كه مصادف شد با ماه تولد او، آبان ماه و يك تولد پاييزي ديگر…

از سال گذشته با تلفن همراه نيكي كريمي تماس مي‌گرفتيم، تا قرار يك گفتگوي اختصاصي را با وي بگذاريم و همچنين تصاويري اختصاصي از او بگيريم، اما هر بار به زمان ديگري موكول شد، تا اين‌كه سرانجام «نيكي كريمي»، راضي شد مقابل دوربين خانواده‌سبز قرار بگيرد، مكان اين ملاقات محله بهار جنوبي تهران، روبه‌روي «خانه سينما» بود نيكي كريمي با رويي گشاده از ما استقبال كرد، با اين‌كه گرفتاري‌هاي زيادي داشت و به عنوان داور در جشن خانه سينما شركت داشت، اما از آنجا كه انساني بسيار مبادي آداب و به زمان و قول و قرار بسيار پايبند است، چند لحظه‌اي از سالن خانه‌سينما، خارج شد و در كوچه‌اي باريك، مقابل ديواري قديمي كه مختص بافت قديمي تهران است، روبه‌روي دوربين ايستاد. او انسان بسيار رك، راحت و البته جدي است، اگر كاري راكه دوست نداشته باشد، انجام نمي‌دهد و اگر هم تصميم به انجام كاري بگيرد آن را انجام مي‌دهد. هنرپيشه فيلم‌هاي عروس، پري، سارا، دوزن، نسل سوخته، ديوانه‌اي از قفس پريد و… خاطرات زيادي را در ذهن علاقه‌مندان به سينما نشانده است، او را مي‌شناسيد؟با او به گفتگو نشستيم…

كودكي و نوجواني

نیکی کریمی

اصليت خانواده‌اش ، بر مي‌گردد به شهرستان تفرش در استان مركزي ، پدرومادرش مثل همه والدين ايراني به فرزندانشان عشق مي‌ورزد، نام پدر همايون و مادر توران است، ثمره ازدواج اين دو، سه فرزند مي‌‌باشد، دو دختر و يك پسر… در يك روز پاييزي برابر با نوزدهم آبان‌ماه سال 1350 (دهم نوامبر 1971) نيكي كريمي در تهران ديده به جهان گشود… مي گويد: فرزند بزرگ خانواده‌ام و پس از من، سه سال بعد خواهري در خانواده كريمي متولد شد كه نامش را نازنين گذاشتند، كه حالا براي خودش يك خانم وكيل است و پس از او پسري در خانواده‌مان به دنيا آمد كه نامش خشايار است، او در رشته روان‌شناسي تحصيل مي‌كند.
نيكي كريمي از دوران گذشته مي‌گويد: مدرسه‌هاي رازي در دبستان، جهان كودك در مقطع راهنمايي و همچنين دبيرستان هدف، مكان‌هاي تحصيلي من بود… پس از اخذ ديپلم تجربي، به آمريكا رفتم و يك سال در آنجا، طراحي لباس خواندم، اما عشق به ايران باعث بازگشت من شد، آن زمان تصميم من قطعي بود، مي‌خواستم بازيگر شوم…
كريمي از آن دوران ياد مي‌‌كند: «راستش را بخواهيد در دوران بچگي، زياد درسخوان نبودم. البته تجديد هم مي‌آوردم، يادم مي‌آيد يك‌بار در كلاس اول دبيرستان در درس عربي، نمره بدي آوردم، در رياضي هم تجديد آوردم، اما شيمي و زبان انگليسي‌ام، بسيار خوب بود، به خصوص زبان كه به هم‌كلاسي‌هايم،درس ياد مي‌‌دادم. اما هيچ‌گاه در كلاسي مردود نشدم. ولي هر سال يك تجديد را در دبيرستان مي‌آوردم. حال و حوصله كلاس‌هاي جغرافي و رياضي را اصلا نداشتم، بيشتر اوقات هم به بهانه بيماري سر اين كلاس‌ها حاضر نمي‌شدم، ياد آن روزها بخير.»
هر بچه‌اي در اين سنين آرزو دارد كه بزرگ شد، شغلي آبرومند براي خودش انتخاب كند، آقا پسرها معمولا مي‌گويند مي‌خواهيم، خلبان، مهندس، دكتر و دختر خانم‌ها هم مي‌‌گويند مي‌خواهيم پرستار، خانم دكتر، دندانپزشك و… شويم.
اما نيكي كريمي؛ «بيشتر به نويسندگي فكر مي‌كردم، كريمي مثل خيلي ديگر از بچه‌ها در اين كره خاكي، در دوران كودكي‌اش علاقه وافري به كارتون داشت «تن‌تن، سندباد و علي‌بابا، خانواده دكتر ارنست و… كارتون‌هاي مورد علاقه‌ام بود. ضمن اينكه از كودكي علاقه شديدي به ترجمه داشتم.»

تشويق‌هاي پدر
تمام فرزندان، زماني كه بزرگ مي‌شوند، مشوقي دارند و اين مشوق‌ها از اعضاي خانواده هستند و البته گاهي اوقات هم معلم‌ها، اما مشوق نيكي كريمي چه كسي بود؟ «مادر اوايل مخالف بازيگر شدن من بود، اما پدر از من حمايت مي‌كرد و سرانجام مادر هم موافقت خود را با بازيگري اعلام كرد.»
كريمي خاطرات ديگري را به ياد مي‌آورد «در دوران دبيرستان، يك تئاتر مدرسه‌اي داشتيم كه در خود مدرسه بارها آن را اجرا كرديم و مورد استقبال قرار گرفت، يادم مي‌‌آيد آن زمان تئاتري اجرا مي‌كرديم كه نامش «فروغ» بود، اين تئاتر آن چنان مورد استقبال قرار گرفت كه به دبيرستان‌هاي مختلف مي‌رفتيم و آن را به نمايش مي‌گذاشتيم.» اما چه شد كه او به بازيگري رو آورد؟
«علاقه به بازيگري از كودكي در وجود من بود، كتاب‌هاي زيادي مي‌خواندم كه بيشترشان رمان بود، خودم را جاي شخصيت اصلي داستان مي‌گذاشتم و از همان زمان بود كه علاقه به بازيگري در وجود من رشد كرد و من هم سعي كردم آن را پرورش دهم و اين‌گونه شد كه به بازيگري رو آوردم.»

ورزش

تصاویر کودکی نیکی کریمی

نيكي كريمي در دوران دبيرستان، تنها به بازيگري علاقه نداشت، او به ورزش هم مي‌پرداخت. «فوتبال را دوست دارم، طرفدار تيم خاصي نيستم، اما تيم ملي را خيلي دوست دارم و سعي مي‌كنم كه بازي‌هاي تيم ملي را ببينم، دوست دارم، ايران، هميشه برنده شود، در سطح باشگاهي بايد بگويم، سايپا را به خاطر علي دايي دوست دارم. او شخصيت جالبي دارد و فعل خواستن را به درستي صرف كرده است، دايي مربي بسيار باشعوري است و تجربيات زيادي از سال‌ها بازي در تيم ملي و آلمان به همراه دارد.»
نيكي كريمي به تنيس و شنا هم علاقه زيادي دارد و هنوز هم به اين دو ورزش مي‌پردازد.
«تنيس را به صورت اختصاصي بازي مي‌كنم و به پيشرفت‌هاي قابل توجهي هم رسيده‌ام، در رشته كرال سينه شنا هم در 15 سالگي در آموزشگاه‌هاي تهران اول شدم، هنوز آن كاپ قهرماني را دارم.» كريمي هم مثل هر ايراني ديگر، گل خداداد عزيزي به استراليا با پاس علي دايي را هيچ‌گاه از ياد نمي‌برد.

درست آموختن
نيكي كريمي در فيلم‌هاي زيادي ايفاي نقش كرده است، اولين فيلم او بازي در «وسوسه» بود و سپس «عروس»، همان فيلمي كه او و ابوالفضل پورعرب را به اوج شهرت در سينماي پس از انقلاب رساند. او در بين فيلم‌هايش بازي در سارا را خيلي دوست دارد، مي‌گويد: «فكر كنم بهترين فيلم داريوش مهرجويي هم بود، البته بايد به پري هم اشاره كنم.»
كريمي بازيگري را با دل و جان دوست دارد. «به نظر من هر بازيگري بايد از خود شناخت داشته باشد، چرا كه هر بازيگري مي‌تواند نقشي را به خودش نزديك و سپس به همان اندازه آن را از خود دور كند كه اين امر بسيار پيچيده است. بازيگر مي‌تواند، يك موجود جديد را پرورش دهد و آن را به وجود بياورد. اين قانون بازيگري است و اگر كسي چنين حسي نداشته باشد، نمي‌تواند به موفقيتي برسد.»
نيكي كريمي مي‌گويد: «من بازيگري را با علاقه‌اي كه به ادبيات و هنر سينما دارم، به طور آگاهانه انتخاب كردم، فكر نمي‌كنم، من چيزي را طي مدت بازيگري‌ام از دست داده باشم، در هر فيلمي كه بازي و يا كارگرداني مي‌كنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشي براي من تجربه جديدي دارد، هر نقشي براي من لذت جديدي دارد.انسان‌هايي به موفقيت مي‌رسند كه سعي مي‌كنند درست بياموزند و از توانايي‌هاي خود نهايت استفاده را ببرند.»
اما نيكي سينماي ايران، اعتقادهاي جالب ديگري هم در زمينه بازيگري دارد «من در انتخاب نقش‌هايم هميشه از خود وسواس به خرج مي‌دهم، اما چند فيلمي هستند كه انتخاب براي بازي در آنها اشتباه بود، اعتراف مي‌كنم به خاطر پول در آنها بازي كردم. گرچه بايد بگويم طي سال‌ها بازيگري،براي من نقش و كارگردان مهم‌تر از پول بوده است.»

اعتماد به زنان ايراني
بايد به زنان ايراني اعتماد كرد، آنها بايد خودشان باشند و براي خود تصميم بگيرند. آنها بايد خودشان را نشان دهند تا ديگران به آنها اعتماد كنند، پدر و مادر من هميشه به من اجازه دادند كه خودم براي كارهايم تصميم بگيرم، مي‌دانيد چرا؟ به اين خاطر كه اگر آنها به من اعتماد نداشتند، مرا آزاد نمي‌گذاشتند تا براي آينده‌ام تصميم بگيرم. از زماني كه وارد جامعه شدم، هيچ وقت تفكرم اين نبود كه والدينم بايد هواي مرا داشته باشند، اعتقاد من اين بود كه بايد روي پاي خودم بايستم… هميشه به دنبال جستجو بودم، دلم مي‌خواست، خودم پول در بياورم و هنر بهترين راه بود. يادم مي‌آيد، زماني كه در عروس بازي كردم، براي يك سال به آمريكا رفتم، آنجا تصميم گرفتم كه بازيگري را كنار بگذارم و به رشته تحصيلي‌ام طراحي لباس بيشتر فكر كنم. پس از عروس، پيشنهادهاي زيادي به من شد، پيشنهادهاي سينمايي كه در زمان خودش از لحاظ مادي عالي بود، اما من نپذيرفتم، مي‌دانيد چرا؟ چون ابتدا برايم يادگيري مهم بود، نه پول در آوردن و اين رويه را ادامه دادم.
همان زمان اعتقاد داشتم تصميمي بگيرم كه بعدها پشيمان نشوم و به آن افتخار كنم. دلم نمي‌خواست تنها يك بازيگر باشم و از آن‌جا ‌كه دورنماي نگاهم فراتر از يك بازيگر بود، بايد هزينه آن را مي‌پرداختم، بايد مي‌خواندم، بايد فيلم مي‌ديدم و روي خودم بيشتر كار مي‌كردم، از اين بابت كه بيشتر ياد بگيرم و اين يادگيري‌ها را در زندگي هنري به كار برم.

ستاره ماندگار
خيلي از اصحاب سينما چنين باوري دارند، «نيكي كريمي جزو معدود بازيگراني است كه توانسته بيش از يك دهه، يك ستاره ماندگار در سينماي ايران بماند و در اين عرصه در زمينه‌هاي مختلف هنري فعاليت مستمر داشته باشد» اما نيكي كريمي چه اعتقادي دارد؟ «به نظر من هيچ آدمي نبايد تنها روي يك كار متمركز بماند، هر آدمي بايد شخصيت دروني خودش را كشف كند، به نظر من، انسان‌ها، رنگ‌هاي مختلفي دارند كه بايد روي هر كدام از اين رنگ‌ها كار كنند.»

فيلمسازي
او در سال‌هاي اخير سه فيلم ساخت، «داشتن يا نداشتن»، كه يك فيلم كوتاه بود و دو فيلم بلند به نام‌هاي «يك شب» و «چند روز بعد»… تمامي فيلم‌هاي اين فيلمساز جوان، حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد، او در آينده مي‌خواهد فيلمسازي را به شكل جدي‌تري ادامه دهد.«بايد از جايي آغاز مي‌شد، زماني كه بازيگري را آغاز كردم، چيزي نمي‌دانستم، اما رفته رفته شروع به ياد گرفتن كردم، در زمينه کارگرداني هم، اوضاع به همين شكل است، بايد رفته‌رفته ياد بگيري، تمام سعي‌ام را كرده‌ام كه توانم را به طور تمام و كمال ارائه دهم. تا جايي كه در توان دارم، تلاش كنم، براي هر چه بهتر شدن… من در فيلم‌هايي كه ساختم روي فيلمنامه‌ها، خيلي كار كردم، براي مثال در فيلم «داشتن يا نداشتن» كه موضوع آن ارتباط داشت با زوجي كه بچه‌دار نمي‌شدند، به خاطر نوشتن فيلمنامه، خيلي مصاحبه و تحقيق كردم، به خصوص با آنهايي كه به خاطر بچه‌دار نشدن از يكديگر جدا شدند، تحقيق كردم و در پايان به نظرم فيلم خوبي از آب در آمد، در داستان «يك شب» هم سعي كردم واقعيت‌ها را مقابل دوربين ببرم. در داستان «يك شب»، موضوع عشق در بيشتر فيلم ديده مي‌‌شود، نقش دكتر در اين فيلم به خود من بسيار نزديك بود، به خصوص از لحاظ كلامي…» بحث به عشق كشيده شد، عشق از نظر نيكي كريمي چيست؟ «يعني انسان‌ها از عشق‌هاي زميني جدا شوند و به عشق واقعي كه خداوند است، نزديك‌تر شوند، ما بايد ابتدا عاشق خودمان باشيم، عاشق استعدادهايمان، ما بايد وجود خداوند را در خودمان پيدا كنيم و عشق واقعي يعني همين…»
نيكي كريمي از زندگي‌اش راضي است؟ «خدا را شكر، به هر چه مي‌خواستم رسيدم، او تلاش‌هاي مرا بي‌جواب نگذاشت و از خدا سپاسگزارم.»

جشنواره‌هاي خارجي

نیکی کریمی

نيكي كريمي از معدود بازيگران زني است كه به عنوان داور در جشنواره‌هاي خارجي شركت مي‌كند و همچنين فيلم‌هايش را هم در جشنواره‌هاي خارجي به نمايش گذاشته است. ضمن اين‌كه جوايزي به عنوان بهترين بازيگر زن از جشنواره‌هاي سن‌سباستين، سه قاره نانت، قاهره مصر و «تائورمينا»ي ايتاليا را از آن خود كرد و اين جوايز برايش افتخار است، گرچه در جشنواره‌هاي فجر، او تنها توانست يك‌بار سيمرغ بلورين را از آن خود كند. او شش بار كانديداي دريافت سيمرغ بلورين در جشنواره‌هاي فجر شد، مي‌گويد: «از اين موضوع ناراحت نيستم، معمولا در مراسم پاياني شركت نمي‌كردم، چون مي‌دانستم جايزه به من نمي‌رسد، به اين خاطر كه در آن سال‌ها، بازي من با سليقه‌هاي داوري متفاوت بود. جايزه نگرفتنم موضوع خاصي نبود و برنده نشدنم را جدي نمي‌گيرم و به آن فكر نمي‌كنم. به روزهاي آينده فكر مي‌كنم، به كارگرداني كه بايد روز به روز بهتر شود، به كتاب جديدم فكر مي‌كنم كه ترجمه اشعار ژاپني است، به نوشته‌هايم براي ساخت فيلم‌هاي جديد فكر مي‌كنم، به پيشنهادهاي جديد در عرصه بازيگري فكر مي‌كنم. اينها مشغوليات ذهني من است. بايد سعي كنم روز به روز بهتر شوم، هرچقدر هم كه بياموزي باز هم كم است، هر چقدر كه بداني ، باز هم انگار كه نمي‌داني، هر كه فكر كند مي‌داند در واقع نمي‌داند… بايد سعي و تلاش كرد و آموزش ديد.»

به نظر من سينما آموختني‌هاي فراواني دارد، شخصا به يادگيري در عرصه‌هاي مختلف علاقه‌مند هستم و هميشه عطش يادگيري دارم.
تلفن همراهش را هميشه پاسخ مي‌دهد، برخلاف خيلي از بازيگران كه يا روي پيامگير است و يا خاموش مي‌كنند.
به وقت و زمان اهميت زيادي مي‌دهد، اصولا فرد با برنامه‌اي در زندگي است. از بدقولي هميشه فاصله مي‌گيرد.
مطالب پس از صفحه‌بندي به‌منزل نيكي كريمي فرستاده شده، تا او به مطالعه آن بپردازد و نظرات خود را اعمال كند.
فيلم جديد نيكي كريمي به نام «چند روز بعد» روانه بخش مسابقه آسيايي جشنواره توكيو شد. اين جشنواره از 28 مهر تا 6 آبان به طول مي‌انجامد. گرچه آخرين فيلم او در جشنواره‌هاي موزه هنرهاي زيباي آتلانتا، جشنواره هنگ‌كنگ و شيكاگو به نمايش در آمد. چند روز بعد براساس طرحي از خود نيكي كريمي و به قلم شادمهر راستين است. اين فيلم داستان زني به نام شهرزاد با بازي خودش را به تصوير مي‌كشد كه بايد يك تصميم مهم در زندگي‌اش بگيرد. در چنين زماني او مي‌خواهد زندگي در تهران را تجربه كند… از ديگر بازيگران اين فيلم بايد به نيلوفر خوش‌خلق همسر امين حيايي در نقش غزاله، احسان اماني در نقش تابش، بهزاد دوراني در نقش حجتي، عليرضا انوش‌فر در نقش رضا و حسام نوراني در نقش محمود اشاره داشت.
آخرين فيلمي كه نيكي كريمي مقابل دوربين آن رفته، نامش سپيده‌دم مي‌باشد كه به احتمال زياد نام آن تغيير خواهد كرد. كارگرداني اين فيلم برعهده شهرام شاه‌حسيني است.
نيكي كريمي دو فيلم در نوبت اكران دارد؛ جعبه موسيقي و سه زن.
معيارهايم براي انتخاب نقش، تاثيرگذاري آن بر روي بيننده است، نقشي كه براي تماشاچي باوركردني باشد. ضمن اين‌كه خودم به آن نقش اعتقاد داشته باشيم.
بازي در فيلم عروس را خيلي دوست داشتم. دوست دارم دوباره آن نقش را بازي كنم.

مي‌گويند در بچگي، بسيار گوشه‌گير بود، حتي اگر مهماني خانوادگي هم مي‌رفت، خودش را با كتاب‌هايش سرگرم مي‌كرد.
اعتقاد دارد كه هنرمندان بايد از زندگي شخصي‌شان مراقبت كنند و هر انساني كه مشهور مي‌شود بايد حواسش جمع باشد و به اين رفتار نبايد گفت: غرور… غرور با بي‌ادبي تفاوت دارد. او به همه انسان‌ها احترام مي‌گذارد و محال است كه به كسي بي‌احترامي كند.
براي انتقاد، ارزش قائل است، به اين شرط كه چه كسي از او انتقاد ‌كند. اما اگر انساني سواد انتقاد نداشته باشد، به آن توجه نمي‌كند.
در دنياي هنر، از بازي آل‌پاچينو و مريل استريب خوشش مي‌آيد و در دنياي كارگرداني، به كارهاي استيون اسپيلبرگ و مارتين اسكورسيزي علاقه وافري دارد.
از ناعدالتي‌ها، دلش مي‌گيرد و از انسان‌هايي هم كه حق افراد را مي‌‌خورند، خوشش نمي‌آيد.
اعتقادش اين است: همه هنرها، وابسته به هم هستند، هنرمند بايد به همه علاقه‌هايش در زمينه‌هاي مختلف بپردازد و پيش برود.
كسي كه كار هنري مي‌كند، هيچ‌گاه زندگي عادي ندارد.مي‌گويد: به همين خاطر هيچ چيزي كهنه و تكراري نمي‌شود، زماني كه در پشت دوربين و جلوي آن هستيم، در حال ياد گرفتن هستيم و هيچ‌گاه دچار كسالت و بيهودگي نمي‌‌شويم.
كريمي هميشه سعي مي‌كند مسئوليت‌هايش را به درستي انجام دهد، انسان باوفا و با اراده‌اي است، گرچه خيلي‌ها مي‌گويند او بسيار زود عصباني مي‌شود، اما نمي‌شود از مهرباني او به سادگي گذشت. بايد اشاره داشت كه نيكي كريمي يك انسان كاملا جدي است.

بــازي‌هــاي او

وسوسه (جمشيدحيدري، 1368) عروس (بهروز افخمي،1369)، رد پاي گرگ (مسعود كيميايي، 71-1370)، سارا (داريوش مهرجويي، 1371)، پري (داريوش مهرجويي، 1373)، بوي پيراهن يوسف (ابراهيم حاتمي‌كيا، 1374)، سايه به سايه (علي ژكان، 1374)، برج مينو (ابراهيم حاتمي‌كيا، 1374)، رواني (داريوش فرهنگ، 1376)، جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376)، بازيگر (محمدعلي سجادي، 1377)، دو زن (تهمينه ميلاني، 1377)، سيب سرخ حوا (سعيد اسدي‌، 78-1377)، دختران انتظار (رحمان رضايي،1378)، نسل سوخته (رسول ملاقلي‌پور، 1378)، هزاران زن مثل من (رضا كريمي،1379)، نيمه پنهان (تهمينه ميلاني، 1379)،ديوانه‌اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 81-1380)، بر باد رفته (صدرا عبداللهي، 1381)، واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381)، باج خور (فرزاد موتمن،1382)، نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384)، پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان، 1384)، ستاره‌ها ( فريدون جيراني، 1384)، شام عروسي (ابراهيم وحيد‌زاده، 1385)


16:32 | moji&mamal |