كاراكترهاي فانتزي
Fantezi Character
كاراكترهاي فانتزي
0:44 | moji&mamal |
عکس های اختصاصی از عروسی منصور
|
0:25 | moji&mamal |
فرق نیمرو درست کردن آقایان و خانم ها
|
0:21 | moji&mamal |
عکسهای کنسرت آوریل در لس آنجلس
عکسهای زیبای کنسرت آوریل در سالن نوکیا تیاتر لس آنجلس به مناسبت آغاز نمایش فیلم " بشریت" ساخته تازه اسپایک لی
0:3 | moji&mamal |
ا- دوچرخه ها حامله نميشن!
2- شما هر موقع از ماه مي تونين با دوچرخه تون سواري کنين!
3- دوچرخه ها پدر و مادر ندارن!
4- دوچرخه ها نمي نالند ، مگه اينکه واقعا'' يه مشکلي وجود داشته باشه!
5- شما مي تونين دوچرخه تون رو با دوستاتون شريک بشين!
6- دوچرخه ها اهميت نميدن که شما سوار چند تا دوچرخه ء ديگه شدين!
7- موقع سواري ، شما و دوچرخه تون مي تونين هر دو در يک زمان به پايان کار برسين!
8- دوچرخه ها اهميت نميدن که شما به دوچرخه هاي ديگه زل بزنين!
9- شما هيچوقت نمي شنوين که: ''مژده! شما دارين صاحب يه دوچرخه ء کوچيک ميشين''!
10- اگه دوچرخه تون مشکلي براي سواري پيدا کنه مي تونين تعميرش کنين!
11- دوچرخه ها اهميت نميدن که شما مجله ء دوچرخه بخرين!
12- اگه دوچرخه تون شل باشه مي تونين سفتش کنين!
13- اگه دوچرخه تون رديف نباشه مجبور نيستين با بحث و گفتگو سياست به خرج بدين!
14- شما به کسي که روي دوچرخه تون کار مي کنه احساس حسادت نمي کنين!
15- اگه حرف بدي به دوچرخه تون بزنين مجبور نيستين براي سواري بعدي ، کلي عذرخواهي کنين!
16- شما تا هر موقعي که دلتون مي خواد مي تونين روي دوچرخه تون سواري کنين ، بدون اينکه جراحتي برداره!
17- شما مي تونين هر موقعي که مي خواين سواري رو متوقف کنين ، بدون اينکه دوچرخه تون ديوونه بشه!
18- دوچرخه ها بهتون توهين نمي کنن اگه سوارکار خوبي نباشين!
19- دوچرخه ء شما نمي خواد با بقيه ء دوچرخه ها بره بيرون!
20- دوچرخه ها اهميتي نميدن اگه شما دير به پايان برسين!
21- شما مجبور نيستين قبل و بعد از سواري برين حمام!
22- اگه دوچرخه تون قشنگ به نظر نمي رسه مي تونين رنگش کنين يا قطعاتش رو عوض کنين!
23- شما مي تونين اولين باري که دوچرخه رو مي بينين باهاش سواري کنين ، بدون اينکه مجبور باشين براي شام ببرينش بيرون يا ببرينش سينما يا ...!
24- تنها وسيله ء محافظتي که موقع سواري با دوچرخه مجبورين بپوشين ، يه کلاهه!
25- توي مهموني ها راحت مي تونين تعريف کنين که چه سواري خوبي با دوچرخه تون داشتين.
0:1 | moji&mamal |
قسمت خنده بازار
یه ضرب المثل رشتی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده ![]()
تو مراسم ختم لره بلندگو ميگه : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم ![]()
تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين؟
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره
آخرين خبر از تيم ملي: کريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد![]()
تركه ميره عروسي مي بينه رو سر عروس پنج هزاري و تراول مي ريزن ، واسه اين كه كم نياره عابر بانكشو در مياره مي كشه وسط سينه ي عروس ![]()
![]()
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.
رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی ![]()
ركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات ![]()
ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!
به اندازه قليون دوست دارم اگه گفتي چرا؟ ق?>براي قشنگيت ل?>براي لبخندت ي?>براي يكي بودنت و?>براي وفايت ن?>براي نگاهت![]()
مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي کنند؟ . . . چون زن ندارن!
نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي![]()
وقتی که رفتی هم روحم سوخت هم جیگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردی
بهترين نوع پاسخ به هر سوال٬ پاسخی است که مثل مينی ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود ![]()
دعاي شب يک كودك : خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم ، جيش هم كردم ، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين
زنها دو وقت گریه می کنن : ?- وقتی فریب می خورن ! ?- وقتی می خوان فریب بدن![]()
ترکه میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم
يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج کن!! اون وقت حتما" از فکــــــــر کردن به دوران مجردي ات لذت ميبري
به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد
چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي![]()
تركه ميره پمپ بنزين ، يارو ميگه سوپر بزنم يا معمولي؟ تركه ميگه : هيسسسسسسسسسسسسسسس خوانواده تو ماشين نشسته ، معمولي بزن ![]()
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید! ![]()
نفرين ترکي:ارزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن الهي امين خدايا کاسه تقدير اوردم و نجواگونه قاشق ميزنم تا صبح.عطا کن قسمت من را تو بهروزي و به قدر ظرف من نه قدر تو چون معبودي. کريما روزيم را عاشقي فرما......
رشتيه ميره خونه ميره حموم ميبينه يكي اونجاست:ميگه تو كي هستي :ميگه من غواصم رشتيه ميگه : نميدونم اين ارتش چيكار ميكنه ديروز هم يه خلبان رو كمد بود!
قسمت لاو بازار
می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن ![]()
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد
اگه عشق نباشه مولکولهاي اکسيژن و هيدرژن نميتونن اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!
اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره![]()
عشق یه سمه شیرینه ... بدون نسخه ی کسی که دوسش داری مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاریک ازش مواظبت کن
وقتی قلبت شکست خورده هاشو یه گوشه نگه دار درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی . . .
آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت![]()
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟
میدونی چرا دل به دلت دادم؟؟ به خاطر شباهت زیادت به ماه! با این تفاوت که ماه سه حرفه ولی تو حرف نداری
در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است
در قلبت رو واسه هر کسي باز نکن ، اوني که دوست داره کليد داره
23:56 | moji&mamal |
مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!
23:51 | moji&mamal |
براستي چرا خميازه مي كشيم ؟
بر اساس يك نظريه، خميازه كشيدن مسري است. آخرين نظريه هاي فيزيولوژيست ها در رابطه با خميازه كشيدن، از مسري بودن خميازه حكايت مي كند.
بر اين اساس، خميازه كشيدن يك عمل بدوي است كه در سير تكامل انسان جا مانده است. يك پروفسور دانشگاه مريلند در آمريكا كشف كرده، خنده و خميازه به گونه اي غيرعادي قابل سرايت هستند، به طوري كه تنها مطالعه درباره خميازه كافي است تا شما نيز تمايل به آن پيدا كنيد. براي مثال در بابون ها، 4 خميازه سرپرست گروه، نشانه آن است كه اعضا بايد براي گذراندن شب اطراق كنند.

در واقع خميازه يك بازتاب است و شما نمي توانيد به راحتي آن را متوقف كنيد. اين رفتار علامتي از تغيير حالت ميان هوشياري و خواب آلودگي و برعكس است. به اعتقاد او خميازه كشيدن هيچ ارتباطي با كسب اكسيژن بيشتر براي فرد ندارد. همچنين گروهي از محققان دانشگاه آريزونا، دليل اينكه برخي افراد با مشاهده خميازه ديگران، خود نيز آن را تكرار مي كنند را نوعي پديده ارادي موسوم به مجاورت مي دانند. خميازه عبارت است از باز كردن دهان و تنفس عميق به صورت غير ارادي كه تقريباً از زمان پيش از تولد و به عبارت دقيق تر از دوره جنيني و يازده هفتگي قابل مشاهده است.




در ارتباط با خميازه دو نظريه عمده مطرح است؛ نخست تئوري فيزيولوژيكي كه طبق آن كمبود اكسيژن با بالا رفتن ميزان دي اكسيد كربن در خون باعث مي شود گيرنده هاي حسي پيام خاصي را منتقل و قسمت غيرارادي مغز فرمان خميازه را صادر كند و نظريه دوم، تئوري خستگي است كه خميازه را نوعي واكنش طبيعي بدن مي داند. از سوي ديگر محققان اين مركز به تازگي دريافته اند زماني كه فرد خميازه مي كشد، مقادير بيشتري اكسيژن از طريق گشاد شدن مجاري تنفسي، وارد ريه هايش شده و درصد اين گاز حياتي در خون افزايش مي يابد.
آنها مي گويند: در 90 درصد موارد، خميازه كشيدن به دنبال افت اكسيژن در بدن فرد رخ مي دهد. براي مثال بعد از مدتي نفس كشيدن به صورت مقطع و كوتاه، ناگهان شخص خميازه كشيده و با اين كار بدن او ميزان اكسيژن مورد نياز را دريافت مي كند، پس در حقيقت خميازه پاسخي به نياز فرد به هواي بيشتر است، نه دليلي بر خواب آلودگي. خميازه بي اختيار انجام مي شود، زيرا در مغز ما مركزي است كه نفس كشيدنمان را تنظيم مي كند. اگر مقدار زيادي گاز كربنيك در بدن ما باشد، اين مركز فعال مي شود و ما بي آنكه بخواهيم، نفس عميقي كشيده و گاز كربنيك را هم بيرون مي دهيم.


هر چند علل و چگونگي دقيق خميازه كشيدن مشخص نيست، اما ديدن، شنيدن و يا حتي فكر كردن به خميازه نيز مي تواند آن را در يك فرد برانگيزد. زيرا نگاه كردن و شنيدن صداي خميازه روي مغز ما اثر مي گذارد و باعث خميازه مي شود. پيش از اين تصور عمومي اين بود كه ما تنها هنگام خستگي خميازه مي كشيم، اما ما موقع بيدار شدن از خواب و هوشياري كامل نيز خميازه مي كشيم. امروزه مي دانيم ريه ها مسئول سنجش ميزان اكسيژن نيستند و از طرفي ديده شده كه حتي جنين انسان در شكم مادر با ريه هاي پر از آب خميازه مي كشد.
23:48 | moji&mamal |
خوش پوش ترین های دنیا را بشناسید
مجله ونيتي فير شصت و نهمين ليست سالانه خوش پوش ترين هاي دنيا را اعلام كرد. در بخش خوش پوش ترين زوج هاي دنيا، آنجلينا جولي و برد پيت به عنوان خوش پوش ترين زوج 2008 انتخاب شدند. در ليست مجله ونيتي فير، اين زوج براي دومين بار در صدر ليست قرار گرفتند و بر ديويد و ويكتوريا بكام و آشتون كوچر و دمي مور پيشي گرفتند. اين مجله نحوه لباس پوشيدن آنجلينا را هنگام بارداري ستايش كرد و به تعداد بيشماري از ظاهر شدن هاي بي عيب برد پيت بر روي فرش قرمز اشاره كرد
در بخش خوش پوش ترين زنان دنيا، خانم ميشل اوباما، همسر باراك اوباما كانديداي رياست جمهوري آمريكا، در صدر ليست خوش پوش ترين زنان دنيا قرار گرفت. ميشل در ماه ژوئن با پوشيدن يك پيراهن گرانقيمت و زيبا از نينا ريچي، به يك چهره فشن بدل شد
كارلا بروني-سركوزي، مدل سابق و همسر رئيس جمهور فرانسه؛ كيت ميدلتون، نامزد شاهزاده ويليام انگليسي؛ سارا جسيكا پاركر و تايلدا اسوينتون نيز در اين ليست حضور داشتند
کارلا برونی-سرکوزی
سارا جسیکا پارکر
ستاره فوتبال دنيا، ديويد بكام دركنار دانيل كرگ( بازيگر مجموعه جيمز باند)، كني وست(خواننده رپ) و كارل لگرفلد، طراح فشن، ليست خوش پوش ترين مردان سال را تشكيل مي دادند
دانیل کریگ
كارل لگرفلد، طراح فشن
ديويد و ويكتوريا بكهام
اخبار داغ از هالیوود
بعضی ها داغشو دوست دارن !!!!
جود لاو در پشت صحنه فیلم شرلوک هلمز
جود لا نقش دکتر واتسون دستیار شرلوک هلمز (رابرت دونی.جی آر) را بازی می کند
عکسهای تازه دی کاپریو و دوست دختر اسرائیلی اش در مکزیک
لئوناردو دی کاپریو و بار رافائل مدل اسرائیلی اینروزها در کنار هم و برای تعطیلات در مکزیک بسر می برند.
تا چند روز پیش پدر و مادر بار با اونها بودند اما حالا موندند تنها !!ا
عکس کامل دوست دختر اسرائیلی دی کاپریو که یک مدل است.
23:56 | moji&mamal |
شخصي مشغول تخريب ديوار قديمي خانه اش بود تا آنرا نوسازي كند. توضيح اينكه منازل ژاپني بنابر شرايط محيطي داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند.
اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !
اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده مانده !
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد !

مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. واقعا كه چه عشق قشنگي ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ ! عشقي كه براي زيستن و ادامه ي حيات، حتي در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هيچگونه كوتاهي نكرده بود !
اگه موجودي به اين کوچکي بتونه عشقی به اين بزرگي داشته باشه پس تصور کنيد ما تا چه حد مي تونيم عاشق همديگه باشيم و شايد هم بايد پايبندي رو از اين موجود درس بگيريم، البته اگر سعي کنيم خيلي بهتر از اينها مي تونيم چرا كه بايد به خود آييم و بخواهيم و بدانيم، که انسان باشيم...
23:49 | moji&mamal |
به نام خدا
|
| |
|
1:26 | moji&mamal |
ساده ترين روش براي نگارش يك نامه عاشقانه
چه چیزی میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه دسـت نـویس بـاشـد. ایـن نوع نامه ها هنوز هم به عنوان یکـی از بـهتـریـن هدیه های ولنتاین به شمار می روند اما نـبـایـد آنـهـا را مـخـتـص فـوریـه بـدانـیم در هر زمان از سال نـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی قدرتمندی از عشق شمـا را پدیدار می سازند.
لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید تا بتوانبد یک نامه عـاشـقـانه کـامل و بی نقص بنویسید فقط کافی است که بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید. چیزی که نامه عـاشقانه را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب خود نشان میدهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط و فقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی برهنه) چاپ شده است از یک کارت محکم استفاده کنید. گیرنده این نامه می خواهد از آن برای سال های درازی نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.
سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد. پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:
بهترین توانایی او چیست؟
متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟
رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟
در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟
چه موقع عاشق او شدید؟
کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟
بهترین خاطره مشترکتان چیست؟
از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟

البته شما می توانید نامه را به هر طریق که مایل بودید شروع کنید فقط کافی است نام او را ذکر کنید. لازم نیست که از همان ابتدا خیلی احساساتی برخورد کنید. یک "عزیزم" ساده کفایت می کند. نامه را با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که آنرا دوست می دارید شروع کنید. سعی کنید در مورد او از جمله های منحصر به فرد استفاده کنید، مثلا "من هیچ گاه در زندگی خود با کسی که به اندازه تو ....... باشد ملاقات نکرده ام." و یا " هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث نشده بود که من احساس ...... کنم." با یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود که رتبه بندی او در ذهن شما با بقیه فرق می کند و جایگاه او از سایرین بالاتر است.

در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید، از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد. مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید. لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و صمیمی باشید.
هیچ قانونی وجود ندارد که شما را ملزم به استفاده از شعر در نامه های عاشقانه کند اما اگر دوست داشته باشید می توانید چند بیت شعر مناسب به سلیقه خود انتخاب کنید و آنرا در متن نامه بگنجانید. اگر سروده خاصی در ذهن شما نیست می توانید از شعرهایی که به صورت online موجود هستند استفاده کنید. اما اگر از شعرهای کلاسیک خسته شده اید و به دنبال ابیات غیر معمول می گردید من کتاب "با من تا انتهای عشق برقص" به نویسندگی لئونارد کوهن را به شما معرفی می کنم.
هنگامیکه نامه کامل شد یکبار دیگر آنرا با دقت بخوانید و اگر به اشتباهی بر خوردید آنرا تصحیح کنید. این نامه قرار است بارها و بارها خوانده می شود شما که نمی خواهید یک اشتباه کوچک تاثیر آنرا از بین ببرد.

اگر می خوهید تاثیر نامه دو برابر شود باید در آنرا مهر و موم کنید. این روزها پاکت های دارای مهر و موم در هر مغازه لوازم تحریر فروشی پیدا می شوند. اما استفاده از یک تکه شمع آب شده تیره رنگ خیلی رمانتیک تر است. این کار بسیار ساده است: شمع را روشن کنید ، هنگامیکه آب شد چند قطره از آن را با دقت کافی بر روی در پاکت بچکانید و چند لحظه منتظر بمانید تا کاملا خشک شود.
زمانیکه نامه کامل شد آنرا پست کنید و منتظر پاسخ آن بمانید. اگر كمي تا قسمتي و به اندازه کافی خوش شانس باشید ممکن است روزی خودتان نیز یک نامه عاشقانه دریافت کنید.

1:23 | moji&mamal |
جزیزه کوکترا در اقیانوس هند












1:22 | moji&mamal |
1:21 | moji&mamal |
ماشین میوه برون در ماداگاسخل شهر !!!
استفاده همزمان از تکنولوژی و طوله گان !!!
به کافی نت 2009 در شوش بونگون آباد خوش آمدید !!!
اینم احتمالا سرور مرکزی کافی نت بالاییه هستش 
عشقولانه طوطی واری !! 
بفرمایید دسر ترن هوایی ... به به چه عطر و بویی !!! 
چی شده اونوقت؟! 


ای بی تربیت 
در کمین 1 لقمه نون حلال 
پمپ ویژه شتران !! نسلی جدید در دنیا 
غلط کردیم !!! نیا !!! 
ای بابا چقدر بچه خر خون ریخته اینجا 
سوژه عکس چیست ؟!
خود عکاس؟! 
0:23 | moji&mamal |
گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»
مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
مهناز افشارحالا دیگر تنها ستاره فیلمهای پرفروش سینمای ایران نیست. در سالهای اخیر او توانسته در كنار بازی در فیلمهای پرفروش سینمای بدنه، در آثار هنریتر هم ظاهر شود و با كارگردانهای مشهور كار كند. نقشش در فیلم«رئیس» و همكاری با تهمینه میلانی در فیلم «آتشبس» این فرصت را به او داد تا نشان دهد، میتواند نقشهای متفاوتتر از همیشه را هم بازی كند. به هر حال 10 سال سابقه بازیگری، تجربه او را بالا برده و دیگر كسی با دیدن او، نقشهای فیلمهای كماهمیتش را به یاد نمیآورد. مهناز افشار از فیلم «دوستان» و«شور عشق» تا «دعوت» مسیر سختی را پیموده است. گفتوگوی ما با او به مناسبت اكران تازهترین فیلمش، «دعوت» بود. اما در آن به موضوعات دیگر هم پرداخته شد؛ مسائلی كه میتواند دغدغههای یك بازیگر مشهور را نشان دهد.
فیلم «دعوت» را با مردم دیدهاید؟
نه. هنوز فرصت نكردهام. تنها یكبار در یك نمایش خصوصی بود كه فیلم را دیدم.
همان چیزی بود كه از اول فكر میكردید یا اینكه خیلی با ایده اولیه فرق میكرد؟
تماشایش مثل همان روز اولی كه قرار بود بروم و با آقای حاتمیكیا كار كنم، لذتبخش بود. راستش من همیشه وقتی فیلمهای خودم را میبینم احساس میكنم از خودم راضی نیستم. یعنی خودم را در فیلمها دوست ندارم...
و این اتفاق در مورد«دعوت» هم افتاد؟
تقریبا. نه اینكه نقشم خوب نباشد،نه. همیشه فكر میكنم میتوانستم بهتر بازی كنم. شاید از سختگیری زیاد است. اینكه مثلا ایكاش این سكانس یا آن لحظه بازیام جور دیگری بود. در مورد همه فیلمها همینطور هستم. خب، در دعوت هم همین اتفاق افتاد. وقتی فیلم را دیدم احساس كردم كه میتوانستم بعضی جاها بهتر ظاهر شوم.
در واقع یكجور قانعنشدن از دیدن تصویر خودتان است.
یكجورهایی بله. در مورد «دعوت» فكر كردم كه ای كاش بیشتر به حرف آقای حاتمیكیا گوش میدادم. حتما صحنهای بوده كه ایشان چیزی از من خواستهاند و من گوش ندادهام و كار خودم را كردهام. احتمالا اگر آن زمان حواسم بیشتر جمع بود و دقت میكردم الان این حسرتها كمتر میشد.
فكر میكنم الان حسرتهای سینمایی مهناز افشار كم شده. به هر حال در فیلم چند كارگردان مشهور كار كرده و با تجربهتر شده است. ضمن اینكه در فیلمهای متفاوت هم بازی كرده،دیگر تنها بازیگر فیلمهای گیشهای نیست...
صادقانه بگویم، من از كار كردن با همه كارگردانها چیز تازهای یاد گرفتهام. اما خب، حرف شما هم درست است. من بازیگری بودم كه به كلاسهای مختلفی رفتم، روی بیانم كار كردم و حتی در پشت صحنه تئاتر هم بودهام. من خیلی كارها برای حرفهام كردهام. شاید گاهی به خودم بگویم چرا این اتفاقهای خوب برای تو دیر افتاده. اما الان خوشحالم كه پلهپله جلو میروم. من فیلم «رئیس» را ندیدهام و نمیدانم فیلم خوبی شده یا نه. اما مهمتر از همه اینها تجربهای است كه در فیلم به دست آوردم و نكتههایی است كه از آقای كیمیایی یاد گرفتم. برای همین از كارم لذت بردم. در مورد «دعوت» هم همینطور. ژانر آقای حاتمیكیا با همه فرق میكند و من دیدم كه ایشان چطور با متانت كار را جلو بردند. برای من اخلاق حرفهای و احترام در كار از همهچیز مهمتر است و در «دعوت» من همه اینها را داشتم.
مدل بازیگیری ابراهیم حاتمیكیا با بیشتر كارگردانها فرق میكند. او معمولا بازیگردانی دارد كه بخش عمدهای از هدایت و كنترل بازیها بر عهده اوست. شما با این موضوع مشكلی نداشتید؟
البته ما سر این كار با بازیگردان طرف نبودیم. در واقع در اپیزود «شیدا» كسی نبود و مستقیم با آقای حاتمیكیا درگیر بودیم و ایشان به ما میگفت كه چطور باید ظاهر بشویم. من خودم معتقدم كه حضور بازیگردان خیلی كمك میكند اما در نهایت ما باید تبدیل به همان چیزی بشویم كه كارگردان میخواهد. برای همین هر چقدر ارتباطمان با كارگردان بیشتر باشد بهتر میتوانیم نقش را بسازیم. در اپیزودی كه بازی كردیم خانم یثربی نبودند و با خود كارگردان مستقیما حرف میزدیم و روبهرو بودیم.
قبل از شروع كار كه تمرین كردید؟
سه یا چهار جلسه تمرین و روخوانی داشتیم كه در آن جلسات خانم یثربی هم بودند و به ما كمك میكردند. ما قصههایی كه در ابتدا نوشته شده بود را خواندیم و بعد به ما فیلمنامه را دادند كه بر اساس آن كار كنیم. من خودم هم برای نقش تمرینهایی كردم.
چه تمرینهایی؟
خب، اول از همه كلاس اسبسواری رفتم. با اینكه این بخش از فیلم خیلی طولانی نیست اما به نظرم لحظه حساسی از قصه در آن اتفاق میافتد. من هم تجربه اسبسواری نداشتم و رفتم كلاس تا بتوانم به اندازهای كه لازم است یاد بگیرم. موقع روخوانی هم كه بازیها روتوش میشد. یادم میآید كه یك روز از ساعت پنج صبح سر صحنه فیلمبرداری بودم و من حدود 12،11 ساعت در استخر فیلمبرداری داشتم و با لباس خیس بازی كردم. آقای حاتمیكیا به من گفت كه باورش نمیشود من این كارها را بكنم...
چرا؟ از شما توقع نداشت كه این همه ساعت بدون اعتراض بازی كنید؟
آره. فكر نمیكرد كه من راضی بشوم بدون حرف و گلایه كار كنم .
شاید این ناباوری به كارنامه شما برگردد. شما بیشتر از فیلمهای متفاوت در فیلمهای سینمای بدنه ظاهر شدهاید و برای همین شاید كسی باور نكند كه مهناز افشار هم میتواند در یك فیلم این قدر انرژی بگذارد و برای كارش زحمت بكشد...
شاید. اما اینجوری نیست كه من فقط فیلمهای تجاری بازی كرده باشم. بازی در فیلم «سالاد فصل» یكی از اتفاقهای خوبی بود كه برای من افتاد. تا قبل از آن حرف شما درست است؛ من در فیلمهای سینمای بدنه بازی میكردم و اصلا بازیام دیده نمیشد. صرفا هم به عنوان یك چهره مطرح شدم. اما تلاش خودم غیر از این بود.با اینكه همه به چهرهام اطمینان میكردند، اما من خودم میخواستم كه مسیرم را عوض كنم.
پس چرا كسی به چهره تازه مهناز افشار اطمینان نمیكند؟
این را باید از آنها بپرسید. من آمادگی بازی در فیلمهای متفاوت را دارم و به شدت علاقهمندم در نقشهای سخت و مشكل بازی كنم.
خب، این اتفاقها باعث نمیشود كه شما ناامید بشوید و بخواهید قید بازی در سینما را بزنید؟
من همیشه در لحظه زندگی میكنم و البته نگاهی هم به آینده دارم. اما چون همیشه به الان فكر میكنم خیلی به دام ناامیدی نمیافتم. اگر روزی تصمیم بگیرم كه دیگر بازی نكنم، مطمئن باشید سراغ فیلمبرداری میروم. به هرحال دست از سر سینما برنمیدارم.
الان كه نمیخواهید بازیگری را كنار بگذارید؟
معلوم نیست. شاید یكدفعه فردا تصمیم بگیرم. گفتم كه من در لحظه زندگی میكنم.
اما این اصلا بد نیست كه شما چهره مشهور باشید و مردم برای دیدنتان به سینما بیایند. شاید باید تنها به آن اعتقاد پیدا كنید...
برای خودم هم خیلی دردناك نیست. من كارهایم را كردهام و میدانم كه چقدر قابلیت دارم. ما اول با چهرههایمان فیلم را معرفی میكنیم تا مخاطب بیاید و فیلم را ببیند و جذب شود. این هم بد نیست. اما من الان نقشهای متفاوتی بازی كردهام. در «دعوت» كه شبیه هیچكس نیستم.
اتفاقا درباره نقش شما در فیلم، خیلیها میگویند كه انتخاب مناسبی نبودهاید...
چطور؟
چون در فیلم شما نقش بازیگری را بازی میكنید كه تازه اول راه است و میترسد با حامله شدن، موقعیتش به خطر بیفتد و نتواند جایی برای خودش دست و پا كند. خب، تماشاگر با دیدن شما و این همه تلاش برای جا افتادن در سینما، فیلم را باور نمیكند. اصلا نمیپذیرد كه این بازیگر مشهور یك تازهكار است...
این از آن تحلیلهایی است كه باید در موردش حرف بزنیم. وقتی در یك فیلم، در نقشی قابل لمس و باورپذیرتر بازی میكنی، كسی آن را نمیبیند. نمیخواهم از خودم تعریف كنم اما بازی رئال خیلی سختتر از انواع دیگر است. اینجا هیچچیز نیست كه با كمك آن بشود نقش را ساخت. فقط حس است كه باید منتقل شود. برای همین فكر میكنم كار سادهای نیست. نقش من در این فیلم هم همینطور بود. به هر حال تماشاگر باید بعد از چند دقیقه با چهره دیگری روبهرو میشد و آن تصورات از بین میرفت. من فكر میكنم این اتفاق افتاده است.
برای درآوردن نقش تحقیق هم كردید یا به فیلمنامه اكتفا كردید؟
خب، چون من تجربهای مثل آنچه در مورد شخصیت فیلم اتفاق افتاد نداشتم، دربارهاش تحقیق كردم. مادر و خواهرم خیلی كمك كردند كه بتوانم نقش یك آدم باردار را در بیاورم.
یادم میآید جایی گفته بودید كه در سینما به سرنوشت اعتقاد دارید. اینكه راه مشخص است و شما طبق برنامه جلو میروید...
ببینید من همیشه گفتهام به سرنوشت و قسمت در زندگی اعتقاد دارم. اینكه مسیر مشخص است و شما با تلاش و كوشش یك چیزی را انتخاب میكنید و به ایدهال میرسید. به نظرم فیلمهای خوبی كه در آنها بازی كردهام محصول همین تلاش است. اینكه توانستهام در مسیر زندگیام مكث كنم و خودم انتخاب كنم. در واقع بازی در فیلم «دعوت» جزء اتفاقهایی بود كه با هوشمندی رخ داد و حاصل انتخاب دقیق در زمان مناسب بود. وگرنه ممكن بود این شانس و فرصت هم از بین برود و همهچیز مثل سابق ادامه پیدا كند. اما خوشبختانه در تقدیر من این بود كه در فیلم خاص ابراهیم حاتمیكیا بازی كنم. در یكی از متفاوتترین آثارش.
به نظر شما عجیب نبود كه حاتمیكیا بعد از آن فیلمها یكدفعه سراغ قصهای درباره زنان برود؟
چرا. راستش برای خودم خیلی جالب بود، ببینم كه حاتمیكیا چطور این فیلم را میسازد. كنجكاو بودم، ببینم نتیجهاش چه میشود. خوشبختانه با اینكه تغییر ژانر دادهاند اما فیلم حس لطیف زنانه را منتقل كرده.
این خوششانسی شما بود كه در فیلمی زنانه بازی كنید و حداقل پیشنهادهایتان شنیده شود.
شاید. واقعا هم آقای حاتمیكیا به نظراتمان گوش میداد. اینكه در فیلم متفاوتی بازی كردم خودش عالی است.
الان هم در فیلم «شبانهروز» بازی میكنید كه آن هم قاعدتا جزء فیلمهای معمول سینمای ایران دستهبندی نمیشود.
بله. «شبانهروز» فیلمی است كه چهار داستان و چهار قهرمان دارد و من یكی از قهرمانهای آن هستم.
مثل اینكه بازیگر ثابت فیلمهای اپیزودیك شدهاید؟
آره خودم هم متوجه شدهام. برای همین به دوستانم گفتهام دیگر در فیلمهای اپیزودیك بازی نمیكنم. مادرم بعد از دیدن «دعوت» گفت بازیات خوب بود اما چرا تا آخر فیلم نبودی؟!
0:21 | moji&mamal |
تاریخچه لباس عروس
|
0:18 | moji&mamal |